آثار و میراث ملی -14

موضوع بحثمان ، هشدار آقای محمدعلی معلم رییس فرهنگستان هنر درباره پانصد اثر تجسمی بود و پاسخهایی که آقای تفرشی مدیر عامل شرکت پارس آریان از طریق رسانه ها به ادعاهای ایشان بیان کرده بود .

آقای تفرشی در توجیه اقدامات مثبت مجموعه تحت نظارت خود می گوید : در موزه پاسارگاد نزدیک به نود سال فرهنگ ایران را در یک مجموعه فراهم کرده ایم . از هر هنرمندی که در این نود سال حضور داشته اند دو اثر داشته ایم ، شاید هنوز به طور کامل نتوانسته ایم ، این کار را انجام دهیم ولی تقریباً آثار شاخص هنرمندان 9 دهه اخیر ایران وجود دارد . همین امکانات باعث شده است که موزه هنرهای تجسمی ما محلی برای بازدید دانشجویان دانشگاه هنرهای زیبا شود . حتی اساتید برای مرور آثار هنرمندانی که مبحث آنان را تدریس می کنند ، دانشجویان را به این محل آورده و کلاس خود را در موزه برگزار می کردند . اگر ما چیزی پنهانی داشتیم چطور این اتفاقات می افتاد . الان این اتفاقات و کاری که آقای معلم انجام داده اند و اقداماتی که از تصورات ایشان صادر شده ، باعث بسته شدن موزه شدند . یعنی دریچه ای که برای دانشجویان دانشگاه هنر و سایر کسانی که قصد مطالعه و بررسی آثار را داشتند ، بستند و مانع ادامه این فرایند فرهنگی شدند . کاری که ایشان کردند برخلاف رسالتی است که فرهنگستان بر عهده دارد . ایشان در بخشی از اتهاماتشان گفته اند : من متعجبم یک سازمان چطور توانسته پانصد اثر خریداری کند . ایشان ندیده که هر مرتبه در حراج تهران چه تعداد آثار فروخته می شود ؟ گفته اند ، این پول از کجا آمده ! اگر سازمانی آمده بهترین ها را جمع آوری کرده به جای اینکه ایشان قدردانی کنند که سازمانی وابسته به بخشی خصوصی توانسته این تعداد آثار هنرمندان برجسته مملکت را خریداری کند و موزه درست کند این برخوردها را انجام می دهند . ایشان در جایگاه رییس فرهنگستان باید بالاترین تشویق ها را از این بخش خصوصی کند ولی آنها را به عنوان یک فعل حرام به کار می برند . ببینید ؛ شرکتی که با این وسعت فعالیت می کند و در سازمان بورس ثبت شده است روی کارش نظارت دارند . حسابرس و بازرس اش معتمد بورس هستند . هر ساله بازرسی این شرکت توسط بازرس معتمد انجام می شود و از جمله قیمت تابلوها و ارزش روز و دیگر مشخصات آن کنترل شده و انبارگردانی می شود . نمی توانیم یک تابلو کم یا زیاد داشته باشیم . قیمت روز توسط کارشناسان هنری ارزیابی و تایید می شود ، نمی توان کوچکترین خدشه ای بر مالکیت و سندیت این تابلوها ایجاد کرد . الان هم هیچ کسی مدعی نیست ، خودتان می بینید چطور هنرمندان بر اصالت موزه پاسارگاد مطلب نوشته اند . اصلاً خودشان به میدان آمده اند . خودشان عنوان می کنند که نه تنها شرکت پارس آریان حق و حقوق آنها را ضایع نکرده ، بلکه موجب رونق این حوزه شده است. درباره پیگیری قضایی هم آقای معلم اگر سند و مدرکی دارند ، ارائه دهند در هر مجمع حقوقی و قضایی هم که لازم باشد حضور خواهیم داشت . من ممکن است از حق خودم بگذرم ولی از حق سهامداران نمی گذرم . ایشان در ادبیات خودشان تهمت و افترا زده اند و با انتشار مطالب کذب ، اعتبار شرکت را زیر سوال برده اند . اتهام سرقت و اصالت دروغین داده اند . اتهام مال خر بودن و سرقت از موزه های دیگر داده اند . در موزه پاسارگاد هیچ کدام از این اتفاقات نیفتاده است . تصور من این است که به ایشان اطلاعات غلط داده اند . تمام اینها پیگیری حقوقی و کیفری دارد . ما این اتهامات را با قدرت پیگیری می کنیم .

وقتی موضوع به اینجا می کشد و کار رسانه ای می گردد طبیعتاً دیگرانی هم وارد دایره این اختلاف می شوند که از جمله آنان آقای غلامرضا نامی یکی از هنرمندان مطرح حوزه تجسمی کشور است که مسئولیت مشاور هنری بانک پاسارگاد را بر عهده دارد . آقای نامی در عکس العمل به این رویداد و اتفاقات حاشیه ای آن در گفتگو با یکی از خبرگزاری ها می گوید : بانک پاسارگاد در دوران ریاست قبلی فرهنگستان هنر قراردادی را با موسسه فرهنگی و هنری صبا بست که زیر نظر فرهنگستان است و آثار برخی هنرمندان را خریداری کرد که همانجا به عنوان موزه و محل نمایش آثار نگهداری می شد . در قرارداد بسته شده مبلغی برای نگهداری آثار در موزه فرهنگستان هنر پرداخت می شد ، بعد از مدتی موسسه صبا درخواست کرد که مبلغ قرارداد چند برابر افزایش پیدا کند که شرکت پارس آریان با این موضوع موافقت کرد . آقای معلم هم دَرِ موزه را بست و مسئولان شرکت را به آنجا راه نداد . در طول سالهای گذشته وقتی می خواستیم یک اثر را برای ترمیم ، قاب شدن یا ارائه در حراجی ها از محل نگهداری اش خارج کنیم ،نامه می نوشتیم و بعد از اجازه ، یک اثر را از فرهنگستان هنر خارج می کردیم . تا اینکه به طور کلی جلو این روند گرفته شد . او می افزاید : فکر می کنم آقای معلم با مدیرانش دچار مشکل شده است که چرا بدون اجازه او ، مجوز خروج آثار را داده اند و در نتیجه ، چنین تصمیمی گرفته است . در هر صورت این موضوع بسیار ساده است . چون بانک پاسارگاد از طریق مراجع فضایی برای پیگیری کارش اقدام کرده است به نظر می رسد آقای معلم هم از این موضوع آزرده شده و چنین ادبیاتی در متن پیامش به کار برده است . باید منتظر بمانیم تا ببینیم مراجع قضایی در این ماده چه تصمیمی می گیرند . مگر آنکه آقای معلم اجازه دهد بانک پاسارگاد اموالش را از موزه فرهنگستان خارج کند زیرا قرار بود بانک این آثار را از فرهنگستان هنر خارج و به محلی که به صورت موزه برای آنها در نظر گرفته شده است منتقل کند که آقای معلم مخالفت کرد.

آقای جاوید رمضانی ، دکترای فلسفه و کارشناس ارشد مرمت و کارشناس هنری نیز در گفتگو با یکی از رسانه ها می گوید ؛ مورد یک دعوای هنری نیست ، بلکه یک دعوای ملکی است . یعنی یک جایی را اجاره کردند ، حالا موجر می گوید اموال مال مستاجر نیست . فقط نکته نگران کننده این است که یکی از ستون های نظام فکری و تاریخی هنر معاصر مسئله موزه هاست . موزه ها در هنر معاصر بسیار مهم هستند و هرچه بیشتر باشند این امکان را می دهد که توسعه فرهنگی رخ دهد . حتی نظام های سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی با موزه ها قوام پیدا می کنند . موزه مکان تثبیت قدرت به نظام شهری و اجتماعی مدرن است . در نتیجه این مناقشات بسیار بد است و چهره موزه ها را خوب جلوه نمی دهد . ممکن است آقای معلم راست بگوید ، اما این که آثار شناسنامه ندارند ، ربطی به فرهنگستان هنر ندارد . چون فرهنگستان صرفاً موجر بوده ، این که قرارداد چطور بوده باید بررسی شود . شاید موضوع این بوده که آیا به خاطر نفوذ فرهنگستان این آثار خریداری شده ؟ این هم نکته ای است . به هر حال دعوای حقوقی بین موجر و مستاجر است و گرچه موضوعش آثار هنری است اما ارتباط مستقیمی با هنر ندارد و مراجع قضایی باید به آن رسیدگی کنند.

پژمان ضیاییان

منتشر شده در تاریخ 1396.09.12 در روزنامه خبر جنوب

بازگشت

پیوندها

ارتباط با ما

      • تلفن: 90 777 888 21 98+
      • فکس: 91 777 888 21 98+
      • ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
      • موبایل: 11 11 145 912 98+

  ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

             

 

 

Top