از جمله اخباری که در چند روز اخیر مورد توجه و کنکاش برخی از رسانه ها قرار گرفت ، مراسمی با موضوع (هنر مدرن و معاصر ایران ) بود که با حمایت چند شرکت و مجموعه اقتصادی در تهران برگزار شد. در این برنامه که هنرمند توانا رضا کیانیان آن را مدیریت و اجرا کرد ، به شیوه مرسوم و متداول در فرهنگ روز جهانی، تعدادی اثر هنری عرضه و در نهایت به فروش رفت . در این مبادله فرهنگی آثاری از پیشکسوتان و جوانان صاحب نام ایرانی همچون سهراب سپهری ، محمد احصایی ، آیدین اغداشلو ، نصراله افجه ای ، پرویز کلانتری ، محسن وزیری مقدم ، عباس کیارستمی ، رضا کیانیان ، غلامحسین نامی ، افشین پیر هاشمی ، فریده لاشایی و .... به فروش گذاشته شد.

اشاره به این جلسه و محتوای برنامه آن به منظور ورود به موضوعی است که تحت عنوان اقتصاد هنر مورد توجه و پیگیری بخش قابل اعتنایی از جامعه است . مبحثی که تلاش دارد مسیرهای نزدیک شدن دو مفهوم هنر و اقتصاد را طی کرد و برای برقراری ارتباطی فعال بین این دو حوزه واردعمل شود.

صاحب نظران و پژوهشگران برای (اقتصاد هنر) تعاریف مختلفی را ارائه کرده و به شرح و بسط آن پرداخته اند .

چنانچه بخواهیم از زوایه ای با شمول بیشتر به موضوع بپردازیم ، باید به تعاریفی که از فرهنگ عمومی وفرهنگ اقتصادی وجود دارد نگاهی بیندازیم ، تعاریفی که اشاره به نظام پیچیده ای از آداب و سنن ، اعتقادات ، روابط ، حقوق اجتماعی و امکانات داردو معتقد است این نظام مندی تحت تأثیر اطلاعات جدید ، تجارب و تغییرات نسل ، دستخوش تحولات و باورهای جدیدی می گردد . تعریفی ساده ای که از علم اقتصاد می توان ارائه کرد، مدیریت خانه، مدیریت (بطور عام )، مدیریت سرمایه ، مدیریت دقیق منابع و عقل معاش است . مرحوم علامه دهخدا نیز علم اقتصاد را علم به مجموعه وسایلی دانسته اند که برای رفع نیازهای مادی باشد . بزرگ دیگری نیز آورده است : اقتصاد در نخستین معنایی که از آن به ذهن متبادر می شود، علم تعادل بین نیازهای نامحدود و امکانات محدود است. به بحث نخستمان باز می گردم و اشاره می کنم ، صاحب نظران در تعریفی خاص برای (( اقتصاد هنر)) گفته اند : عرضه هنر به گونه ای باشد که متقاضی برای آن هزینه اختصاص دهد و بتواند به مقوله تقاضا و عرضه راه پیدا کند و مثال ساده ای که ذکر کرده اند اینکه تماشاگر برای تماشای یک نمایش بلیت بخرد و هزینه پرداخت کند .

در مقاله ای آمده بود « تنها راه نزدیک شدن این دو مفهوم به ظاهر متناقض ، (اقتصاد - هنر) آشتی میان آن دو ، نه تحمیل یکی بر دیگری است.

اما آنچه فصل مشترک این رویکرد است همان واژه مصطلح سبد خانوار است و این پرسشِ همیشه حاضر، که آیا خانواده ها در سبد بزرگ خانوار برای سبد کوچک کالای فرهنگی ذهنیتی ایجاد کرده اند و امکان پرداختن به مقوله فرهنگی را در کنار امور معیشتی خود دارند ؟

ذکر این نکته می تواند گریز گاهی برای تحولات در فرهنگ عمومی جامعه باشد . اکثر جوامع روبه رشد ، گذر از این مرحله را تجربه کرده اند و این امید وجود دارد که جامعه علاقه مند به امور فرهنگی ایران نیز ، تجربیات محدود خود را به جامعیتی فراتر افزایش داده و برای ارتقاء دانش عمومی و هم افزایی فرهنگی اندیشه های مؤثر و پویایی را ارائه نموده و دنبال نماید.

در حال حاضر ، اقتصاد هنر در حوزه های کلان تجسمی ، موسیقی و نمایش ( بطور اعم ) اسباب و امکانات خود را تا حدودی فراهم کرده و بکار گرفته است و می بینیم که مردمان دارای دغدغه فرهنگی که الزاماً مردمان صاحب مکنت هم نیستند ، جایگاه ارزشمند هنر را قدر می دانند ، برای دستیابی به آنچه که آن را همسو با تکامل راه و منش خود می دانند هزینه می کنند ، و برای عبور جامعه از گذرگاه های متعالی فرهنگی سهم خویش را ادا می نمایند.

این گروه از جامعه که نقش بسیار ارزشمندی در ترسیم افق های فرهنگی دارند، برای تماشای یک نمایش ، سالنهای تئاتر را به اشغال خود در می آورند ، برای گوش سپردن به آوای موسیقی ساعتها در صف انتظار می مانند ، برای داشتن یک اثر تجسمی از روزها قبل اعلام آمادگی می کنند.

از لایه های ظاهری و بیرونی این مهم باز هم می توان نمونه هایی آورد، اما آگاهی از لایه های پنهان این اقتصاد ، پیچیده تر از آن است که به راحتی گفته آید و در دسترس باشد . به عنوان نمونه اگر تقاضا و عرضه را در یکی از

مقوله هنری با تعمق بیشتری بازخوانی کنیم ، حضور صاحب اثر بسیار مشهود است که ابعاد مختلفی حول محور خود دارد و شاید کلیدی ترین آن ابعاد ، ترسیم و تعیین سهم او برای آفرینش هنری و تمرکز خلاقانه است .

به لحاظ شاخصه های مختلفی که از درخت تناور اقتصاد هنر روییده است ، فرصت بیشتری برای پرداختن لازم دارد که امید است صاحب نظران در همراهی با این بحث ، نتایج لازم و قابل اغنایی به مخاطبان و جامعه عرضه دارند .

به سهم خویش تلاش دارم در همین سر فصل به نقش تبلیغات و مهم تر از آن به وظایف و کارکردهای مدیران فرهنگی در اقتصاد هنر بپردازیم و به نقش دولت نیز اشاراتی داشته باشم.

پژمان ضیائیان

منتشر شده در روزنامه خبر جنوب 1393.4.11

بازگشت

پیوندها

ارتباط با ما

      • تلفن: 90 777 888 21 98+
      • فکس: 91 777 888 21 98+
      • ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
      • موبایل: 11 11 145 912 98+

  ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

             

 

 

Top