چند سال پیش به همت یک مؤسسه فرهنگی هنری ، که توسط چند تن از افراد خوشنام ، صاحب ذوق ، علاقه مند و مهمتر از همه ، اهل هنر پایه ریزی شده بود، اولین نمایشگاه و فروش آثار هنری (بخش تجسمی)در شیراز بر پا شد. این مؤسسه کار بسیار سنگین و طاقت فرسایی را در گسترده ترین فضای نمایشگاهی و به صورت بسیار سازماندهی شده مدیریت کرده و با حضور مقامات فرهنگی و اداری کشور افتتاح نمود . بی شک اهالی هنر و فرهنگ با من هم عقیده هستند که این نمایشگاه تا آن سال نمونه مشابهی از لحاظ تعداد آثار ، تنوع آثار و کیفیت نداشته و حرکت بسیار مهمی در حوزه هنرهای تجسمی کشور تلقی می شد. بازخورهایرسانه ای این نمایشگاه نیز از موفقیت این پروژه که نام جهانی (اکسپو) را با خود داشت، حکایت می کرد . مجموعه آثار عرضه شده در نمایشگاه ، بسیار ارزشمند و قابل اعتنا بود و آثار به فروش رفته نیز در حد پیش بینی مسئولان و برآوردهای اولیه قرار داشت . جامعه هنری فارس، پس از گذشت مدت زمانی که حدود دو سال طول کشید ، مجدداً شاهد برگزاری دومین اکسپوی فارس در شهر شیراز بودد . نمایشگاه دوم در مکانی تازه برپا شد که در مقایسه با اکسپوی اول چه به لحاظ فضای در اختیار ، چه به لحاظ تعداد و کیفیت آثار نتوانست موفقیت اکسپوی نخست را تکرار کند . پس از اختتام نمایشگاه و در هم صحبتی با مدیر محترم اجرا کننده اکسپو ، ایشان به نکات و موضوعاتی اشاره داشتند که در فرایند بحث اقتصاد هنر قرار می گیرد که به آن خواهیم پرداخت .

پیش از این اشاره شد که ورود موضوع اقتصاد هنر به حوزه تجسمی ملموس تر و ممکن پذیر تر از دیگر حوزه های هنری است . زیرا به یک تابلو خط ، یک تابلو نقاشی و یا یک مجسمه می توان به عنوان یک کالا نگریست و از زاویه اقتصادی به آن نگاه کرد. چون این اثر می تواند قیمت داشته باشد و خریدار خود را پیدا کند.

دکتر راودرار در مقاله ای با عنوان جایگاه اقتصاد در جامعه شناسی هنر ، حمایت از هنرمندان را در طول تاریخ به سه گونه و نوع تقسیم بندی نموده است که شیوه های اعمال نظر حامیان در هریک از این انواع را با یکدیگر متفاوت دانسته اند . ایشان این سه نوع را بر اساس و ترتیب ظهور تاریخی ، حمایت های خصوصی / حمایت در بازار آزاد هنر و حمایت های دولتی برشمرده اند . در حمایت های خصوصی - بویژه در غرب – حامیان عمده هنر ، اشراف ، نجبا و همچنین کلیسا بود . هنرمند اثرش را برای استفاده آنها بوجود می آورد و از همان ابتدا مخاطبش مشخص و خرید اثرش تضمین شده بود. حامیان آثار هنری در این دوره آنچه را دخالت در کار هنرمند به شمار می رود ، اعمال می کردند تا آن حدی که حتی مشخص می کردند نقاش چه رنگ هایی را باید به کار برد و چه نقش ها را چگونه روی بوم بکشد. نوع دیگر حمایت ، حمایت بازار آزاد است، و آن به زمانی اطلاق می شود که تعداد هنرمندان هنرهای مختلف رو به فزونی گرفته و از طرف دیگر تعداد مخاطبان بالقوه ی هنر نیز افزایش زیادی پیدا کرده است. در این وضعیت هنرمند ، اثرش را برای کسانی که نمی شناخت خلق می کرد و خریداران هنرمند را نمی شناختند تا به استقبال هنرش بروند . بسیاری از هنرمندان علیرغم بوجود آوردن آثار هنری ، به دلیل عدم برخورداری از حمایت های خصوصی ، از برقراری ارتباط با مخاطبان جدید ناتوان بودند . فلذا در این دوره شکافی میان هنرمند و مخاطب بوجود آمد . این شکاف توسط افرادی به نام منتقدان و همچنین معامله گران پر شد . این نوع حمایت نیز خود شیوه های اعمال نظر و سلیقه ی ویژه حامیان را در برداشت . حامیان با ملاحظات اقتصادی ، دست به گزینش هنرمندان و آثار هنری خاص برای مطرح کردن در سطح جامعه می زند و از این طریق ملاک ها و معیارهای خود را به هنرمندان تحمیل می کردند . نوع سوم حمایت به دوره حاضر یعنی دوره گسترش رسانه های ارتباط جمعی و دخالت دولت ها مربوط می شود . در این دوره حوزه های کاری متعددی برای هنرمندان در درون ساختارهای دولتی به وجود امده است . تعداد بسیار زیادی از هنرمندان در رشته های مختلف هنری در بخشهای دولتی یا وابسته به دولت به کار مشغولند و در ازای تولید هنری ، دستمزد دریافت می کنند . در این حالت نیز طبیعی است که حامی به دلایل مختلف بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در کار هنرمند دخالت نماید.

ایشان در مقاله ارزشمند خود به موقعیت و نقش نگار خانه ها و موزه ها نیز پرداخته و اشاره نموده اند " نکته دیگری که در پیوند میان هنرو اقتصاد قابل ذکر است ، نقشی است که نگارخانه ها و موزه ها که بطور سنتی جایگاه عرضه ی آثار هنری اند ، در فرایندهای هنری دارند و از زمانی که وسایل ارتباط جمعی به انحا مختلف حامل و نمایشگر آثار هنری شده اند ، نگارخانه ها و موزه ها روند تبدیل شدن به اماکنی برای مخاطبان خاص هنر را آغاز کرده اند ."

برگزاری نمایشگاه های بزرگ هنری که برآمده از عملکرد مؤثر نگارخانه ها و موزه ها هستند به زعم برخی از صاحب نظران ، نیازمند حمایت دولت و حضور مستقیم آنها با هدف ترسیم رویکردهای جدید در اقتصاد هنر است.

در ابتدای این نوشتار اشاره شد که مدیر اجرایی اکسپوی شیراز بر نکاتی تأکید داشتند که از جمله آن حضور دقیق تر سیاست گذاران دولتی در برگزاری و یا حمایت جدی تر از برگزاری اکسپو بود . تا از این طریق با پذیرش برخی از مسئولیتها ، تعهدات و حمایتها ، بخش خصوصی را به اشتیاق لازم برای استمرار اینگونه حرکت های فرهنگی رهنمون باشد زیرا دولت با قرار گرفتن در کنار مجموعه های مردم نهاد نقش مؤثرخود را در ترویج و گسترش فرهنگ و هنر به ظهور می رساند.

اگر به اشتباه نیفتاده باشم در بخش اعتبارات دولتی ، دستگاه های دولتی به ویژه دستگاه های فرهنگی و اجتماعی این اجازه را دارند تا درصد مشخصی از اعتبارات خود را در بخش خرید آثار هنری هزینه کنند و باز هم اگربه اشتباه نیفتاده باشم به یاد دارم که این اقدام ازسوی چند تن از مدیران فرهنگی و اجتماعی که به تبعات مثبت این مهم واقف بودند به شکل جدی دنبال شده و اجرایی گردید . از دیگر سو از جمله وظایفی که شورای فرهنگ عمومی برای خود قائل است ، تهیه و تدوین طرح هایی برای هماهنگ کردن کوشش های فرهنگی، هنری و تبلیغی در سازمان ها و مراکز رسمی فرهنگی و هنری در جهت اعتلای فرهنگ و هنر و بهبود کیفیت آنها است و از جمله وظایفی که شورای هنر به عنوان یکی از زیر شاخه های شورای عالی انقلاب فرهنگی ، برای خود پیش بینی نموده ، تقویت ارتباط و هماهنگی میان بخش های تولیدی ، اجرایی و علمی هنر است .اما این وظایف تا چه حّد و اندازه و توسط چه نهاد مسئولی مورد توجه می باشد ، موضوعی است که باید بدان پرداخته شود.

باید پذیرفت که هنر ، امری بدون وابستگی به جریان عادی زندگی نیست و لذا باید راه خود را در مسیر عادی جریان زندگی هم برای خود و هم برای مخاطبان ، روشن و تعین کند.

پرداختن به مقوله اقتصاد هنر و هنر اقتصادی راه کاری برای روشن شدن این مسیر خواهد بود.

پژمان ضیائیان

منتشر شده در روزنامه خبر جنوب 1393.4.21

بازگشت

پیوندها

ارتباط با ما

      • تلفن: 90 777 888 21 98+
      • فکس: 91 777 888 21 98+
      • ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
      • موبایل: 11 11 145 912 98+

  ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

             

 

 

Top