برای اینکه از بحث فاصله نگرفته باشیم ، اشاره می کنم که در چهار نوشتار پیشین، ضمن ارائه نکاتی کلی از اقتصاد هنر ، سرخط هایی از دیدگاه ها و نظرات دولتمردان فعلی و حاضر در عرصه فرهنگ و هنر را بازخوانی کردیم و تا حدی زیاد متوجه قصد و نیّت این مسئولین برای پرداختن به موضوع هنر اقتصادی واقتصاد هنری و جایگاه آن در شاکله مدیریت دولت شدیم. به زعم آنان برای ارتقاء بخشی به این حوزه و پویایی جریان هنر الزامی به حضور مستقیم و مدیریتی دولت وجود ندارد و آنان بایدحامی و پشتیبان این حرکت فرهنگی مهم باشند .

اشاره شد که در سه ضلع تشکیل دهنده اقتصاد هنر (دولت ، هنرمند ، مخاطب) نقش مهم و تأثیر گذار برعهده هنرمند قرار گرفته است و اوست که می تواند با ارایه باور پذیر این نقش ، تمامی ابعاد شخصیتی وظیفه برعهده گرفته را بروز عینی بخشیده و توانایی خلق مسئولیت خود را داشته باشد.

به حکم علاقه و اشتیاق و به فراخور مسئولیتی که در جامعه فرهنگی و هنری برای خود متصور هستم ، نشست و برخاست های فراوانی با بزرگان جامعه هنری داشته و دارم و در کنکاش برای جمع بندی زوایات مرتبط با اقتصاد هنر ، به تحلیل و دیدگاه برخی دیگر از این ارجمندان ، دسترسی پیدا کرده ام و بهتر آن دیدم تا در کنار خط مشی دولت و نگاه کلان آنان به مقوله اقتصاد هنر ، اندیشه و تحلیل های هنرمندان را نیز به میدان آورده تا رسم تضارب آراء شکل شخصی تری به خود گیرد .

هنرمند بر این اعتقاد و باور است که ، اگر چه تولید کالاها یا آثار فرهنگی و هنری گران قیمت است ، اما هنر، به عنوان یک حرفه می تواند راه خود را باز کرده و به استقلال برسد ، به شرط آنکه موانع متعددی که باآن روبروست ، برداشته شود. موانعی که عموماً هنرمندان در مسیر راه خود می بینند ، برخوردهای سلیقه ای دستگاه های ذیربط ، وغیر ذیربط با برخی از محصولات فرهنگی و ایجاد محدودیت های غیر حرفه ای در کار است . هنر مند معتقد است،

دولت می تواند زمینه های تبادل فرهنگی کشور را با جهان گسترش دهد، کاری که در نهایت موجب رشد هنری و فرهنگی هنرمندان ایرانی و باعث تقویت اقتصاد هنر خواهد شد . تقریباً تمامی کسانی که دستی در هنر و فرهنگ دارند ، عمیقاً معتقدند هیچ کدام از شاخه های هنری در هیچ کجای دنیا بطور مستقیم مورد حمایت قرار نمی گیرند و نقدینگی مستقیماً به آنها تزریق نمی شود بلکه حمایت و کمکهای دولت در مسائل کلان تری همچون  فرهنگ سازی برای استفاده و درک هنر مورد استفاده قرار می گیرد.

یکی از هنرمندان پر اعتبار عرصه فرهنگ به نکته قابل توجهی اشاره داشته و می گوید : به نظر برخی در روزگار امروز اسم هنرمند سبب خرید و فروش آثار می شود نه اثر هنری . با قبول این نظریه باید گفت اسم هنرمند باید اعتبار داشته باشد تا اثرش هم دیده شود. لذا به نظر من در کنار آثار ، رفتار و کردار هنرمند نیز باعث اقبال و توجه مردم خواهد شد . این هنرمند بر این باور است که برخی از هنرمندان از اقتصاد هنر غافل مانده اند و بیشتر هنرمندان در این زمینه ناشیانه عمل می کنند و بر اساس آزمون و خطا کار انجام می دهند . پیشنهاد وی برگزاری کلاسهای آموزشی در حوزه تخصصی ارتباط هنر و اقتصاد است . مدیر یک مرکز هنری که اندیشه های اجرائی با ثباتی برای رونق فضای مورد بحث دارد می گوید : در جریان اقتصاد هنر قصد من وامثال من بوجود آوردن یک بازار واقعی برای خرید آثار هنری است، تا خانواده هایی را که می توانند آثار هنری بخرند ولی از فضای هنری دور افتاده اند با هنر آشتی دهیم و با خرید آثار هنری به عنوان یک کالای سرمایه ای با ارزش افزوده ، به فضای هنرهای تجسمی کشور رونق بخشند.

در یک نشست تخصصی که پیرامون بررسی مسائل کپی رایت در اقتصاد هنر ایران برگزار شد ، یکی از کارشناسان، رویکرد تازه کشورهای توسعه یافته را خروج از بحث اقتصاد دانش بنیان و ورود به سمت اقتصاد هنر بنیان می داند

 و در شاهد این رویکرد به عملکرد شهری اشاره می کند که در آن درآمد حاصله از طریق هنر ، بسیار بیشتر از پتانسیل های نفتی این شهر است. متولیان اداره این شهر با اولویت قراردادن خدمات هنری ، نشان داده اند که تغییر اولویت های درآمد زایی به چه میزان می تواند در حیات سالم یک شهر مؤثر باشد. بر اساس دیدگاه یک کارشناس فرهنگی موضوع کتاب و نشر نیز که هم به بحث فرهنگ و هنر و هم به بحث اقتصاد وابسته و پیوند  می خورد به مهندسی فرهنگی عمیقی نیاز دارد .این صاحب نظر می گوید : باید زیر ساخت های اقتصادی حوزه فرهنگ را مد نظر قرار داد زیرا ما در حوزه اقتصاد نشر، به واردات وابسته ایم و این وابستگی باعث اختلال در رشد نشر و کتاب و افت تیراژ می شود و با توقف رشد عناوین کتاب ، چرخه اقتصادی این هنر حرکتی سالم نخواهد داشت.

در بین هنرها ، گفته می شود چرخش مالی دولت اکنون در سینما به بیش از نود درصد رسیده است . به عبارت دیگر بخش خصوصی کمتر از 10 درصد در سینما حضور دارند . گرچه حضور دولت در سینما موجب راه اندازی این صنعت شده است ، اما به زعم کارشناسان این تداوم باعث رکود سینمای ایران شده است. این در حالی است که در اکثر کشورهای جهان بخش مهمی از درآمدهای دولتی، از طریق این هنر تأمین می شود. در حوزه تئاتر هم با توجه به مقتضیات این هنر ، کمتر می توان نگاه گیشه ای به آن داشت و در اکثر کشورها ، شهرداری ها وظیفه چرخش اقتصادی تئاتر را به صورت حامی برعهده دارند .

درچهارمین نشست تخصصی گروه آموزش انجمن نقاشان ایران که با موضوع اقتصاد هنر برگزار شد ، یکی از سخنرانان با تأکید بر وجوه متنوع هنر گفت : قطعاً هیچ یک از وجوه زیبایی شناختی ، جامعه شناسی ، معنوی و آموزشی و هنر بدون در نظر گرفتن شرایط انتشار اثر و ارائه آن به مخاطب مشاهده نخواهد شد . هنر در کنار فروش ، تبادل ، انتقال و عرضه می توان به مخاطب خود نزدیک شود. لذا در چنین مسیری در کنار هنرمند، باید شخصیت ها و نهادهای مسؤلی نیز فعالیت کنند تا هنر در جایگاه واقعی خود ارائه شود .

همگان آیدین آغداشلو را به عنوان یک صاحب نظر امور هنری و کسی که خود خالق آثار ارزشمندی است  می شناسند و تحلیل ها و نظرات حرفه ای او را ، با تعمق دنبال می کنند. آغداشلو در مقوله اقتصاد هنر معتقد است : " اقتصاد هنر بحثی کاملاً حرفه ای است که نمی توان در برخورد با آن احساساتی شد، زیرا امکان دارد عوامل بسیاری باعث صعود و یا رکود این اقتصاد شود . به همین دلیل هم شکل گیری بازار اقتصاد هنری نباید دست هنرمند باشد . بکله باید متخصصان مورد اعتماد این کار را هدایت کنند که چه مقدار کار در چه زمانی و در کجا باید عرضه شود" .

در این باره باز هم با شما سخن خواهم گفت .

پژمان ضیائیان

 منتشر شده در روزنامه خبر جنوب 1393.5.18

بازگشت

پیوندها

ارتباط با ما

      • تلفن: 90 777 888 21 98+
      • فکس: 91 777 888 21 98+
      • ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
      • موبایل: 11 11 145 912 98+

  ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

             

 

 

Top